تبليغاتX
ویشکا

سلام

بعد از چند وقت نبودن دوباره اومدم

نبودنم هم دلیل داشت

دلیلی که خوب نبود

نمیخواستم دیگه روی زندگی رو ببینم

واسه همین به خیال خودم تمومش کردم

یک تیغ بهم کمک کرد تا بتونم سعی کنم تا دنیا رو از وجود خودم پاک کنم

ولی برای سومین بار سعی کردم و بی نتیجه موند

نمیدونم حالا باید چکار کنم

فکر کنم دیگه نمیتونم حمیدم و ببینم

دیگه نمیتونم باهاش حرف بزنم

دیگه حق ندارم بهش فکر کنم

تصمیم گرفتم که بسوزم و بسازم

دیگه به هیچ مردی نمیگم دوست دارم

چون کسی که دوستش داشتم و هنوزم دارم منو نمیخواد

به نظرش من یک دروغ گو هستم

امیدوارم که زمان همه چیز و به همه ثابت کنه

اگه زنده موندم و بهش رسیدم که چه بهتر

و اگه نرسیدم که فدای خودش شدم

دیگه نمیتونم بنویسم

سرم داره گیج میره

میرم یک کم استراحت کنم

احتمالاْ حمید هم خبردار نمیشه که حمیده زندس

خبردار نشه بهتره

البته من که زنده و مردم فرقی نداره

پس ............

فعلاْ خدا نگهدار




ارسال شده در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 2:32 نویسنده : [ حمیده ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]